مورچه رو انداختم تو بشقاب بیسکوییت ویفر ، تکون نمی خوره ؛ فک کنم از خوشحالی سکته کرده !!!
برچسب: نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 13:48
سردر گم و مضطرب رسیدم به یه کوه بلند و داد زدم: ایا امیدی هس؟؟
صدا امد:داد نزن بیشعور....بله...مدرسان شریف!!!!!
برچسب: نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 14:11
برچسب: جوک,لطیفه,مطالب جالب, نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 14:18
ببین من همه حرفامو زدم ... حالا دیگه تصمیم با خودته ... میمونی یا میری ؟؟!

برچسب: نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 13:38
بچه که بودم مامانم می گفت :
تو خیابون پفک و چیپسو اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد ...
یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده!!!
برچسب: جوک,لطیفه,مطالب جالب, نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 13:50
پدر:غلط میکنی دختر،وایسابرو خونه ی شوهرت هرغلطی خواستی بکن
شوهر:فکرکردی اینجا خونه ی باباته هر غلطی دلت خواست بکنی
برچسب: نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 13:38

برچسب: نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 13:45
برچسب: نویسنده: محمدرضا بهروزی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1391 ساعت: 13:44